به تعبير ديگر جهاد ، مفهومى است كه در قرآن بر سه وجه بيان شده :
- جهاد كردن به گفتار ؛ مانند :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ
. « 1 » - جهاد كردن به گفتار چنانچه مىخوانيم :
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا . . .
؛ « 2 » يعنى :
« عِملوا لنا » .
- و جهاد به معنى دفاع در برابر حملهء ظالمان و ستمگران همچون :
الْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ
. « 3 » يعنى مقاومان در برابر متجاوزان ، آن هم براى خدا و نه نفس خود . ( يعنى فارغ ازانگيزهء رياستطلبى و مالاندوزى و كينتوزى . )
راغب ، « جهد » را الطاقَةُ و المَشقَّهُ و « اجتهاد » را اخْذ النفس ببذل الطّاقَةِ و تحمّل المشقّه دانسته است و صريحاً مىنويسد :
در مفهوم « المجاهده » ، « مدافعة العَدوّ » نهفته است ؛ يعنى در برابر دشمنى كه كين خود را با برداشتن سلاح ظاهر كند .
اين واژه در صورتهاى مختلف : جاهد ، جاهدوا ، تجاهدون ، يجاهد ، جِهاد ، المجاهدون در آيات قرآنى مشاهده مىشود كه هم متوجّهء كردار نيكوى فردِ مجاهد و گفتار راست اوست و هم متوجّهء جامعهء او و دربرگيرندهء مفهومى از تلاش براى مخالفت با هواى نفس خود تا اصلاح هواى نفس ديگران است . نيز شامل دفاع در برابر حرص و شهوت خود تا دفاع در برابر ستم و جهل و تعصّب ديگران مىشود .
در نتيجه به هيچ وجه مفهومى نظامى نيست و يك تعبير فرهنگى است كه هم موجب سير انسان به سوى كمال عقلانى و معنوى است و هم عامل حفظ حقوق فرد و جامعه از جاهلان ستمگر .
هامش
( 1 ) . توبه : 73
( 2 ) . عنكبوت : 69
( 3 ) . نساء : 95