خود را « غازيان » بخوانند و باعث شوند مردم و ملّتها در سايهء واژهء غزا و مغازى ، اسلام را دين شمشير معرفى كنند !
آيا مهمترين انگيزههاى گسترش تأليف آثارى تحت عنوان مغازى و غزوات ناشى از ذهنيّت و خوى حاكم بر جنگجويان عرب و ترك و فرس در گسترش خلافت عربى و امپراطورى عثمانى و سلجوقى و فاطمى و صفوى و . . . نبوده است ؟
آيا شمشيرزنانِ چنين حاكميّتهايى نيازمند تعبيرى چون « شمشير اسلام » نبودند تا بر كشتار و غارت و تصرّف و قدرت خود نقش و نگار اسلام كشند ؟ كتاب حاضر مستندات چنين تعبيرهايى را مورد بررسى قرار داده است .
حرب
به سراغ واژهء حرب ، معادل جنگ در زبان فارسى رفتم . گفتم شايد قرآن به جاى غزا ، واژهء حرب را برگزيده است . هر چه در اشكال متعدّد اين واژه به صورتهاى حارب ، يحاربون ، حرب و . . . در قرآن تدبّر كردم ، موردى را نيافتم كه قرآن يا مفسّران قرآن ذيل چنين آياتى ، نشان دهند كه به وقايع بدر و احد و خندق و . . . مربوط است و به حرب پيامبر صلى الله عليه و آله ، حرب اسلام ، يا حرب مؤمنان و . . . اطلاق مىشود . برعكس هر جا از اين واژه يادى شده ، منظور ، قصد و تلاش متعصّبان و كافران و بتپرستان است . براى مثال در آيهء 107 سورهء توبه ، از عمل سازندگان مسجدِ ضرار با تعبير
حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
ياد شده است و يا در آيهء 33 سورهء مائده ، به جزاى اخروى كسانى كه
يُحارِبُونَ اللَّهَ
اشاره دارد و يا آيهء 279 سورهء بقره خطاب فرموده :
فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ
« 1 » كه به تلاش جنگجويان يهود اشارت دارد ؛
فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ
. « 2 » به پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
اگر با كسانى كه پيمان صلح خود را مىشكنند ، در نبردى روبرو شدى . . . كارى كنيد
هامش
( 1 ) . بقره : 279
( 2 ) . انفال : 57