اين مساحت را ابنرسته « 1 » مورد تأييد قرارداده ، مىگويد :
« و بناه النّبيّ مرّتين ؛ بناه حين قدم أقلّ من مائة في مائة ، فلمّا فتحاللَّه عليه خيبر ، بناه و زاد عليه مثله في الدور » . « 2 » با توجه به احتساب برابرىِ ذرع يَد با متر ، مساحت مسجد در سال هفتم مىبايست 2433 متر مربّع شده باشد و اين متراژ عينى از بناى مسجد ، طبق معيارهاى نقشهاى كه از كارشناسان ترك در اوايل قرن 13 قمرى ارائه كردهاند ؛ يعنى 2475 مترمربّع مطابقت محاسباتى دارد . از اين رو ، به نقد آراء و روايات ديگر نمىپردازيم : « 3 » 100 ذرع / 33 / 49 متر
2433 مترمربّع / 33 / 49 * 33 / 49
كتابهاى سيره وحديث ، ضمن ارائهء مستندات چگونگى انجامگرفتن بناى مسجد ، به گفتگويى اشاره كردهاند كه براى پژوهندگان قابل توجّه است . بيهقى در « دلائل النّبوه » از خالد الخدّاء ، از عكرمه ، از ابوسعيد خدرى و امام بخارى در « صحيح » و ابناسحاق در « السيرة النّبويه » و مسلم در « صحيح » و ابوداود در « سنن » ، به اسناد ديگر ايضاً از ابوسعيد خدرى نقل كردهاند :
« كنّا نحمل في بناء المسجد لبنة لبنة و عمّار يحمل لبنتين لبنتين ، فرآه النبيّ - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - فجعل ينفض التراب عنه و يقول : ويح عمّار تقتله الفئة الباغية . يدعوهم إلى الجنّة و يدعونه إلى النار . قال : يقول
هامش
( 1 ) . « الأعلاقالنّفيسه » ( ص 64 ) .
( 2 ) . « پيامبر دو بار آن را ساخت در حالى كه حداقل 100 متر در 100 متر ( مساحت داشت ) هنگامى كه خدا خيبر را بر او گشود ، به اندازهء خانههاى آن محل ، به آن افزود . »
( 3 ) . نقشهء چاپ : خليل افندى قازانى ، آلمان .