بيهقى در « دلائلالنّبوه » ( ج 1 ، فصل مسجدالرّسول ) ، از عباده روايت مىكند :
« انصار مالى را جمعآورى كردند و به حضور پيامبر آوردند و پيشنهاد نمودند كه مسجد را بازسازى و زيور نمايند و گفتند : تا چه هنگام بايد زير اين سقف كه پوشال خرما است ، نماز بگزاريم ؟ پيامبر فرمود : سقف مسجد برادرم موسى نيز چنين بود و من از روش او بر نمىگردم . »
از گفتهء بيهقى از حسن ، كه : « عريش موسىكان إذا قام أصاب رأسه السقف » ، معلوم مىشود ، ارتفاع ديوارهاى مسجد بسيار كوتاه بوده و با توجه به نقل ابنزباله و يحيى در « الاحياء » ، بيش از سه متر و اندى نبوده است و پيامبر در خصوص بناى مسجد ، مكرّر به ياران تأكيد مىكرد : « لا تزخرفه و لاتنقشه » . « 1 » مورّخان ، به استناد منابع معتبر ، متّفقالقولاند كه در بناى نخست مسجد ، پيامبر همدوش با ديگر صحابهء بزرگ - از مهاجر و انصار - بنّايى مىكرده است و در حديث زُهَرى و انسبن مالك آمده كه محمّد صلى الله عليه و آله هنگام اشتغال به كار ، شعرى را چنين زير لب زمزمه مىكرده است :
اللهمّ لا خير إلّا خير الآخرة * فانصر الأنصار و المهاجرة
« پروردگارا ! خير حقيقى خير آخرت است . پس انصار و مهاجران را رحمت فرما ! »
نورالدّين سمهودى در « وفاء الوفا باخبار دار المصطفى » به نقل از امام علىّبن ابىطالب عليه السلام شعر را چنين ثبت كرده است :
لا يستوي مَن يَعمُرُ الْمَساجدا * يدأب فيها قائماً و قاعدا
و من يرى عن الغبار حائدا
امام بخارى در « صحيح » ( باب الهجره ، حديث 3906 ، كتاب مناقبالأنصار ) آن را
هامش
( 1 ) . نيز نك : ابنرسته « الأعلاق النّفيسه » ، ص 66