تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
دختر عمهء خود « زينب » را كه نوهء عبد المطلب بود ، به ازدواج غلام سابق خود و آزاد شدهء آن روز درآورد ؛ تا مردم بدانند كه اين مرزهاى موهوم هر چه زودتر بايد برچيده شود و مردم آگاه گردند كه هرگاه پيامبر صلى الله عليه و آله به مردم مىگويد : « ملاك برترى ، تقوى و پرهيزگارى است ، و دختر مسلمان همشأن مرد مسلمان است » ، خود او اول عامل و مجرى قانون است . براى سركوب ساختن يك چنين رسم غلط ، پيامبر صلى الله عليه و آله خود به خانهء زينب رفت و رسماً او را براى « زيد » خواستگارى كرد . وى و برادرش در آغاز كار چندان تمايل نداشتند ، زيرا هنوز افكار دوران جاهليت ، از اعماق قلوب آنها ريشه‌كن نشده بود . از طرفى ، چون ردّ فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله بر آنها ناگوار بود ، سوابق غلام بودن زيد را بهانه قرار داده و از پذيرفتن درخواست پيامبر صلى الله عليه و آله ، شانه خالى كردند . چيزى نگذشت پيك وحى نازل گرديد ، و عمل زينب و برادر وى را در اين باره تقبيح كرد و چنين فرمود : « هيچ مرد و زن مؤمنى ، در صورتى كه خدا و پيامبر او دربارهء آنها تصميمى گرفتند ، اختيارى از خود ندارند و هر كس خدا و پيامبر او را مخالفت كند ، آشكارا گمراه است » . « 1 » پيامبر صلى الله عليه و آله فوراً آيه را براى آنها فرو خواند . ايمان پاك زينب و برادرش « عبد اللَّه » ، نسبت به ساحت مقدس پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و اهداف عالى وى ، باعث شد كه دختر « جحش » رضايت خود را اعلام كند . در نتيجه ، اشراف‌زاده‌اى به ازدواجِ غلامِ محمد صلى الله عليه و آله درآمد ؛ و از اين ناحيه بخشى از برنامه‌هاى حيات‌آفرين اسلام اجرا گرديد ، و روش غلطى عملًا كوبيده شد .

زيد از همسر خود جدا مىشود

سرانجام اين ازدواج ، روى عللى به طلاق منجر گرديد . برخى مىگويند كه عامل جدايى ، روحيات زينب بود ، كه پستىِ حسب و نسب شوهر خود را به رخ
هامش
( 1 ) .« وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً »« سورهء احزاب / 36 » .
فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 321 | الشيخ جعفر السبحاني