تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
پوشانيدم « 1 » و در نقطه‌اى به گروهى برخوردم كه شترى از آنها رميده و دست آن شكسته بود . قريش گفتند : از كاروان قريش خبر ده ، گفت آنها را در « تنعيم » ( ابتداى حرم است ) ديدم و شتر خاكسترى رنگى در پيشاپيش آنها حركت مىكرد ، و كجاوه‌اى روى آن گذارده بودند و اكنون وارد شهر مكه مىشوند ، قريش از اين خبرهاى قطعى سخت عصبانى شدند و گفتند اكنون صدق و كذب گفتار او براى ما معلوم مىشود . ولى چيزى نگذشت ، طلايع كاروان وارد شهر شد و « ابو سفيان » و مسافران جزئيات گزارش‌هاى آن حضرت را تصديق نمودند . آنچه گفته شد ؛ اجمال و اختصارى است از آنچه در كتاب‌هاى تفسير و حديث وارد شده است . خوانندگان گرامى مىتوانند براى تفصيل بيشتر به بحار الانوار ، بحث معراج مراجعه نمايند .
هامش
( 1 ) . بنا به نقل برخى : باقيماندهء آن را ريختم ، ممكن است اختلاف نقل بر اثر تعدد عمل باشد .