تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قنبر غلام على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
چگونه از فضايل على ( ع ) بگويم . « 1 »
لا تلمني في ترك مدح علي * انا ادري بالأمر منك وأخبر إن أهل السماء والأرض في العجز * سواء عن حصر اوصاف قنبر
جايگاه ويژه قنبر ، غلام خاص و يار هميشه همراه على ( ع ) ، در شعر و ادب فارسى و فرهنگ عامه شيعيان و صوفيان و حتى آثار و نگاره‌هاى هنرى و معمارى ، تجلى يافته است كه در اين فصل ، به بررسى اين موضوع مىپردازيم .

قنبر در شعر فارسى

بسيارى از شاعران فارسىزبان ، در اشعار خود ، از قنبر ياد كرده‌اند كه براى نمونه به موارد زير اشاره مىكنيم : سنايى غزنوى در يك بيت از قصيده‌اى كه در پاسخ به سؤال سلطان سنجر درباره مذهب خود سروده است ، مىگويد : « 2 »
آنكه او را بر سر حيدر همى خوانى امير * كافرم گر مىتواند كفش قنبر داشتن 2
وحشى بافقى در مثنوى ناظر و منظور سروده است :
هامش
( 1 ) . آينه يقين ( ترجمه كشف اليقين ) ، حسن بن يوسف ( علامه حلى ) ، 1374 ه . ش ، ص 21 . ترجمه دو بيتى : در ترك ستايش على [ ( ع ) ] مرا ملامت مكن ، زيرا من در اين مسئله ، از تو آگاه‌ترم . همانا اهل آسمان و زمين ، از شمارش اوصاف قنبر ، در ناتوانى يكسان‌اند . ( 2 ) . ديوان حكيم سنايى غزنوى ، به اهتمام : پرويز بابايى ، ص 245 .