از آنجا مراجعت نمودم ، رفتم ميان شهر ، كنار رودخانه كه در وسط شهر واقع است ؛ ولى شهر آباد [ و ] خوبى است و پرجمعيت است ، ولى عابرين سبيل او بسيار است ، چون مالالتجاره انگليسى از سمت بغداد مىآيد ، حاملين عبور بسيار مىمانند .
[ 14 ] و اهالى اين شهر غريبنوازند و مهربان هستند ؛ گرچه اغلب اكراد هستند ، ولى كليتاً از اهل همدان با انصافترند . غرض ، بعد از دو - سه ساعت گردش ، آمدم به منزل و عصر هم رفتم قدرى گردش نمودم ، مراجعت به منزل نمودم . و در اين شهر بايستى تذكره عبور از كارداران دولت ايران گرفت ، ولى سه رقم تذكره مىدهند :
- پياده ، هر نفرى دو تومان [ و ] دو هزار دينار ؛
- و از شخص سوار ، سه تومان [ و ] سههزار ؛
- و از شخص اعيان و ملاك ، پنج تومان [ و ] سههزار .
- و اداره انگليسى هم پاس مىدهد .
چون از قصر شيرين داخل خاك انگليس مىشويد « 1 » ، هر سفرى يك تومان مىگيرد . پياده و سوار فرقى ندارد ، ولى در همه آنها از تذكره و پاس ، طايفه نسوان معافند ؛ فقط اسم يك نفر زن يا دو نفر به ميزان عدد نسوان ، هرقدر باشند در تذكره مردهاشان مىنويسند و جنازه را هم باز مىنمايند ؛ بعد از رؤيت كه تازه و متعفّن نباشد ؛ مهر مىنمايند و هفت هزار [ و ] سى شاهى دولت ايران مىگيرد ورقه مىدهد ، و سه تومان انگليسىها مىگيرند ، ورقه مىدهند .
غرض ، امروز كربلايى محمد ملازم رفت تذكره و پاس را گرفت و چون جنازه مرحوم حاج آقا هم همراه بود ، او را هم ترتيبش را داد ، آورد ورقههايش را و عصر هم رفتم به حمام كه نزديك منزل بود ؛ حمامى كه متعلق به معاون كتاب است . بسيار
هامش
( 1 ) . چون عراق در آن دوران مستعمره انگلستان بوده ، چنين گفته است .