كردند . دامنه نهضت محمد بسيار توسعه يافت ؛ بهطورىكه موفق شدند به نام نهضت خود ، سكه بزنند و روى سكهها اين آيه منقوش بود :
(
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ
) ( صف : 4 )
همانا خداوند دوست مىدارد آن كسانى كه در راه او نبرد كنند و بهطور صفزده و منظم و همانند بنايى استوار باشند .
اين قيام با كشته شدن ابوالسرايا ، فرمانده جنبش ، از هم پاشيد . مأمون كه ديد به يكباره بسيارى از قلمرو حكومتش ، مانند كوفه ، بصره ، واسط ، اهواز ، يمن ، مكه ، مدينه و بخشهايى از شام ، به دست سادات علوى افتاده است ، براى مقابله با آنان ، لشكر عظيمى به فرماندهى هرثمة بن اعين ترتيب داد و بسيارى از سادات و هواخواهان آنان را در جنگهاى پىدرپى دستگير كرد و به قتل رساند .
پس از اين شكست ، سپاه مأمون عازم بصره و يمن شد و عاقبت پس از چند نبرد ، زيد بن موسى ( ع ) و ابراهيم بن موسى ( ع ) تسليم شدند و آنان را به مرو نزد مأمون فرستادند . مأمون در اثناى قيام سادات علوى ، به فكر ولايتعهدى امام رضا ( ع ) افتاد و توانست تا حدودى مردم را فريب دهد و قيام سادات علوى را خاموش نمايد .