برخى مورخان براى وصف شجاعت ابراهيم در اين نبرد نوشتهاند :
پدرش مالك اشتر ، در مقابل عمرو بن عاص قرار گرفت و نيزهاى به طرف او انداخت . عمرو از صحنه گريخت . جوانى از جوانان قبيله حِميَر كه در سپاه معاويه بود ، صحنه را ديد و پرچم را از عمرو بن عاص گرفت و گفت : « اكنون هنگام نبرد جوانى چون من است » و شروع به رجزخواندن كرد . مالك اشتر ، دست فرزندش ابراهيم را گرفت و گفت : « جوانى در برابر جوانى » . آنگاه به ابراهيم گفت : « به ميدان نبرد برو ؛ زيرا او جوانى نوسال است و تو نيز چون او جوانى نوسال هستى » . ابراهيم به ميدان رفت و رجزى زيبا سرداد و حملهاى سخت كرد . بعد از مدتى نبرد ، طرف مقابلش را به هلاكت رساند . « 1 »
در اين نبرد رجز او را چنين آوردهاند :
يَا أَيُّها السّائِلُ عَنّي لا تُرَعْ * اقدِمْ فَانِّي مِنْ عَرانِينِ النَّخَع
كَيفَ تَرَى طَعْنَ العِراقِيِّ الْجذَع * اطِيرُ فِي يَومِ الوَغَى وَلا اقَعْ
مَا سَاءَكُم سَرَّ وَمَا ضَرَّكم نَفَع * اعدَدتُ ذَاليَومَ لهَولِ المُطَّلع
هامش
( 1 ) . وقعة صفين ، ص 60 ؛ الفتوح ، ص 581 .