ضُحًى ( 59 ) فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتى ( 60 )
( ترجمه )
( خطاب شد بموسى ) كه تو با برادرت با معجزاتى كه دادهام برويد و در ذكر من سستى نكنيد ( 42 )
دو نفرى برويد بسوى فرعون همانا كه او طغيان نموده است ( 43 )
و با كمال آرامى و نرمى با وى سخن بگوئيد شايد او متذكر گردد يا بترسد ( 44 )
موسى و هارون گفتند پروردگار ما حقيقة ما ميترسيم كه فرعون بر ما بعقوبت پيشى گيرد يا زيادهروى كند در عقوبت ما و نگذارد حرف بزنيم يا معجزهاى ارائه دهيم ( 45 )
خداى تعالى گفت شما نترسيد من با شما ميباشم ميشنوم و مىبينم ( 46 )
هر دو نزد فرعون برويد و بگوئيد كه ما هر دو رسول پروردگار توايم و بنى اسرائيل را با ما بفرست و آنها را شكنجه مكن حقيقة ما از جانب پروردگار تو با معجزههايى آمدهايم و سلام و درود بر كسى باد كه تابع هدايت گرديده ( 47 )
همانا محققا بر ما وحى گرديده شده كه عذاب بر كسى است كه تكذيب كرد و اعراض نمود ( 48 )
فرعون گفت كى است پروردگار شما اى موسى ( 49 )
موسى ( ع ) گفت پروردگار ما آن كسى است كه به همه موجودات وجود بخشيده پس از آن راه نموده او را بچگونگى انتفاع از زندگانى ( 50 )
فرعون گفت چگونه است حال مردمان پيشينيان ( 51 )
موسى گفت علم آن نزد پروردگار من در كتاب ثبت است و پروردگار من نه خطاء مىكند و نه فراموش مينمايد ( 52 )
( خداى من ) آن كسى است كه زمين را براى شما گهواره و آرامگاه قرار داده و براى شما در آن راههايى پديد آورده و از آسمان باران را نازل گردانيده و از آن رويانيده جفتهايى از انواع نباتات مختلف ( 53 )
بخوريد و چهارپايان خود را بچرانيد بدرستى كه در اينها آياتى است براى خردمندان ( 54 )
از زمين شما را آفريديم و به زمين عود ميدهيم و دفعه ديگر شما را از زمين بيرون ميآوريم ( 55 )
و هر آينه حقيقة تمام آيات خود را كه بموسى داده بوديم نمايانيديم