و مؤمنين را اذيت به خدا بشمار آورده .
وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً
و الّذين عطف به آيه بالا است ، اذيّت بمؤمنين و مؤمنات را عطف باذيّت خدا و پيمبرش داده اشاره به اينكه اذيّت بمؤمنين بدون حق بازگشت باذيّت خدا و رسول او مينمايد و سرّش شايد چنين باشد كه چون در اثر ايمان محبت خدا و رسول و اولياء او در قلب مؤمن تمركز پيدا نموده و محبّت جذابه الهى است در هر قلبى كه پديد گرديد محب را بمحبوب خود مرتبط ميگرداند اين است كه اذيّت به او بدون حق بازگشت باذيّت خدا و پيمبرش مينمايد و معلوم است اذيت به خدا و رسول گناه ظاهر و هويدايى است .
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ
اهل لغت گفتهاند جلباب جامه وسيعى است كوچكتر از عباء و بزرگتر از خمار و مقنعهاى است كه زنهاى عرب بر سر مياندازند و بطورى است كه اطراف سينههاى ايشان را فرا ميگيرد .
و از ابن عباس روايت شده كه جلباب عبايى است كه از سر تا پا را ميگيرد و بعضى گفتهاند جلباب بمعنى ملحقه يعنى لفافهاى است كه تمام بدن را ميگيرد . پايان در اين آيه ايزد متعال خطاب برسولش ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) نموده كه اى محمّد ( ص ) بزنها و دختران خود و زنهاى مؤمنين بگو در موقع بيرون آمدن از منزل عباها و چادرهاى خود را بر سر بيندازيد و خود را بپوشانيد تا آنكه بعفّت و نجابت شناخته شويد
ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ
( ذلك ) از اسماء اشاره و ارشاد بعلّت حكم است كه حكم جلباب براى اين است كه خانم از كنيز شناخته شود و نيز خانم هرزهگرد و عفيف از هم تميز داده شوند و مردمان اراذل و اوباش دنبال آنها نيفتند و بخانمهاى محترم اذيّت نرسانند .
وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً
آيه ارشاد به اين است كسى كه مخالفت نمود و بر خلاف امر حق تعالى خلافى از