قرار ندهيد بحقيقت من رسول پروردگارم كه براى شما فرستاده شدهام كه بترسانم شما را از او و طريق بندگى را براى شما ظاهر گردانم . آيه در مقام طريق فرار بسوى حق تعالى و طريق چگونگى از كثرات موجودات رو بوحدت كردن را اينطور بيان مينمايد كه نخستين طريق آن اين است كه با خداى واحد و احد خدايانى براى خود قرار ندهيد و يك دله و يك جهته رو به او آريد سپس بدانيد و ايمان آريد برسالت من يعنى نبى خاتم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم و بدانيد كه من فرستاده اويم در سوره يوسف آيه 39 حكاية از يوسف صديق ( ع ) كه به رفقاى زندانى خود چنين گويد : « أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ » « 1 » كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ چنين بودند مردمانى كه در آيات قبل ذكر شد كه هر رسول و پيمبرى كه براى هدايت اهل زمان خود ميآمد ميگفتند آن ساحر است يا ديوانه . از اينجا معلوم مىشود كه در هر زمانى و در هر قريهاى از جانب خدا رسولان و سفراى الهى براى هدايت خلق ميآمدند زيرا كه بايستى حجت خدا بر خلق تمام گردد و عدد انبياء چنانى كه در احاديث وارد شده يكصد و بيست و چهار هزار نفر بودند و همين نسبتى كه به پيغمبر خاتم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم ميدادند به تمام پيمبران نيز ميدادند كه آنها را ساحر و مجنون ميناميدند . أَ تَواصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ آيا پيشينيان مردمان بعد از خود را چنين توصيه نموده بودند كه همه در اين نسبتهاى ناروا از سحر و جنون كه به پيمبران نسبت ميدادند همگى يك قول و يك كلام گرديده وقتى مردم چنينند اى محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم تو از آنان رو بگردان و اعراض نما ( فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ ) تو در اين اعراض بعد از انجام وظيفه و تبليغ رسالت
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحه 332
پدیدآورندگان: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص۳۳۲
پاورقی
( 1 ) - آيا خدايان و مربيان متفرق بهترند يا خداى واحد قهار ( بزرگ كه غالب و قاهر و مستولى و محيط بر هر چيزى است ) .