وَ عِنَباً وَ قَضْباً ، وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا
و نيز از زمين درخت انگور و درخت زيتون و نخل خرما رويانيديم شايد نظر بمنافع اين اشجار باشد كه اينان را تخصيص بذكر داده چون منافع اينها زيادتر و استرزاق از آن بيشتر ميسّر است مخصوصا انگور و زيت كه در انگور چه فايدههاى بسيار و در زيت چه خواصّ بيشمارى است .
وَ حَدائِقَ غُلْباً ، وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
( حدائق ) باغى را گويند كه درختان سطبر كهن در آن سر بهم و درهم پيچيده باشند ( غلبا ) جمع اغلب و بمعنى غلظت است و در مقام امتنان بر بنى آدم بر آمده كه براى انسان چنين باغها و اشجار و درختان ميوهدار مهيّا گردانيده و براى چهار پايان آنها قصب و غيره از علفزارها آماده نموده .
مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ
و تمام انواع و اقسام نعمتهاى گوناگون براى شما و چهارپايان شما از زمين رويانيده براى آنكه شما از آنها بهره برداريد .
الغلل بمعنى لغوى آبى را گويند كه بين درختان جريان دارد و در مطلق قيد و بند نيز استعمال شده مثل قوله تعالى
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ
« 1 »
إِذِ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ
« 2 » چنانچه آدم بخيل را ( مغلول اليد ) يعنى دست بسته گويند
وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ
« 3 »
وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ
« 4 »
إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا
« 5 »
هامش
( 1 ) در وصف عذاب جهنميان است كه بگيريد آنان را و در قيد و بند كنيد
( 2 ) شايد اشاره به اين باشد كفار گردنشان بسته شده و نتوانند سر بالا كنند و آيات الهى را بنگرند
( 3 ) خطاب به حضرت رسول است كه خود را دست بسته نگاه مدار
( 4 ) يهود گفتند دست خدا بسته و نتواند كارى انجام دهد بسته باد دستهاى آنها
( 5 ) ما قرار داديم در گردن آنها غلها