قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ
پس از آنكه تقاضاى ابراهيم عليه السّلام به سمت قبول رسيد خطاب شد چهار كبوتر بگير ، صر در « صرهنّ » در لغت بمعنى ميل دادن است يعنى آنها را با خود مأنوس و مايل به خود گردان ، لكن مشهور بين مفسرين بقرينه جمله بعد اينطور مىشود كه چهار مرغ بگير و قطعه قطعه گردان .
ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً
پس از آنكه آنها را قطعه قطعه گردانيدى هر جزئى از آن را بر سر كوهى بنه و هر يك از آنان را باسم صدا كن كه صاحب آن اسم اجابت مىكند تو را و بشتاب نزد تو آيد .
وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
تا اينكه بدانى خداوند غالب و درستكار است ، در تفسير قمى على بن ابراهيم از پدرش و او از ابن ابى عمير و او از ابى ايوب و او از ابى بصير و او از امام صادق ( ع ) چنين روايت مىكند كه « ابراهيم عليه السّلام ديد مردارى در ساحل دريا افتاده و سباع و درندگان برى و بحرى او را ميخورند تعجب نمود و گفت
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى
قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ
تا آخر آيه ، اين بود كه ابراهيم ( طاوس ، خروس ؛ كبوتر و كلاغ ) اين چهار مرغ را گرفت و پس از كشتن آنها را در هم كوبيد و اجزاء آن را با هم مخلوط گردانيد و هر جزئى از آن گوشتهاى كوبيده را بر سر كوهى نهاد و منقار يك يك آنها را گرفت و باسم آن كبوتر را صدا زد و گفت باذن خدا و امر او زنده شويد آن وقت اجزاء گوشت از هم پراكنده گرديد و بدن هر يك از آنان تشكيل داده طيران نمودند بسوى ابراهيم آن وقت ابراهيم گفت
أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
( پايان ) چنانچه معلوم است اين آيه و آيه جلو از بالاترين شواهد و بهترين دليلى است براى اثبات معاد جسمانى كه در روز رستاخيز روح بشر عود مينمايد به بدن جسمانى دنيوى .