از اينجا معلوم مىشود كه اعتراض بعضى از عيسويان كه دين اسلام بضرب شمشير رواج گرفت اصلا اين حرف بىموضوع و بىاساس است زيرا كه دين عبارت از اعتقاد و تصديق قلبى است و در اعتقاديات اجبار معنى ندارد و چگونه ممكن است كسى را مجبور نمايند كه تو بايستى چنين اعتقادى داشته باشى ؛ راجع باعمال ظاهرى ممكن است كسى را اجبار نمايند بر عملى كه مايل به آن نباشد لكن در ايمان و قبول دين كه عمل قلبى است و دين عبارت از تصديق و اعتقاد است چون كسى را تسلط بر قلب نيست اجبارى نيز در كار نيست .
و به اين بيان معلوم مىشود
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ
اخبار است نه انشاء يعنى خبر ميدهد كه دين اجبارى اصلا دين نيست .
و نيز اينكه بعضى از مفسرين چنين اظهار مينمايند كه اين آيه به آيه جهاد نسخ شده اين هم به نظر درست نميآيد زيرا كه موضوع تشريع جهاد مطلب ديگرى است و اينكه اكراهى در دين نيست مطلب ديگر ؛ و چنانچه در صفحات پيش گفته شد شايد يكى از تأسيس جهاد دفاع از دشمن و حفظ جان و ناموس مسلمانان بوده و حكمت ديگرش چون پيمبر اسلام مبعوث شده براى تمام افراد بشر بود پس بايستى جهاد كند تا اينكه صيت اسلام بتمامى نقاط عالم برسد و همه بفهمند چنين شخصى با آن اوصافى كه در كتابهاى آسمانى خود ديدهاند مبعوث بپيمبرى شده و اشخاص لايق ايمان آرند و بر تمام مردم اتمام حجت شود و اگر حضرتش معارضه با كفار نميكرد اسم مباركش در اطراف عالم كمتر شيوع پيدا مينمود آن وقت اشخاص لايق از فيض ايمان محروم ميگرديدند .
فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ
طاغوت در لغت بمعنى طغيان و مبالغه در زيادهروى در شرارت است و جمع و مفرد آن يكسانست ؛ و در اينكه مقصود از طاغوت در آيه چيست كه كفر آن را مقابل ايمان به خدا آورده بين مفسرين گفتارى است :
1 - مقصود طاغوت شيطان است . ( عبد اللَّه عباس )