وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ميشوند بدون آلت گوش اقرار و اعتراف مؤمنين را و عالم است به آنچه در قلب و سريره خود اندوختهاند از عقايد باصول ايمانى و تصديق قلبى و از ظاهر و باطن هر كس آگاهست . اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا « ولى » در كلام عرب بمعنى بسيار آمده و نيز مورد استعمال آن زياد است : دوست ، يارى كننده ، مولى ، صاحب اختيار ، والى تدبير كننده ، سيد ، آقا ، اولى به تصرف و غير اينها كه علماى لغت متعرض شدهاند و در هر جا كه لفظ ولىّ آرند بايستى با قرينهاى كه تعيين مراد كند همراه باشد و گر نه كلام مجمل مىشود و در اينجا بقرينه مقام مقصود اين است كه خداوند دوست و ياور كسانى است كه ايمان آوردهاند . يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ خداوند مؤمنين را بيرون مىآورد از ظلمت جهل و كفر و ضلالت بسوى نور هدايت و ايمان ، و اينكه تشبيه نموده جهل و بىخردى و ضلالت را بظلمت ، و ايمان و هدايت را بنور شايد نظر به اين باشد كه چون نور بمعنى حقيقى نه مجازى چنانچه بعضى از مفسرين چنين گمان كردهاند چيزى را گويند كه ظاهر به خود و ظاهر كننده غير خود است و حقيقت و روح و ايمان همانست كه بذات خود ظاهر و نمايان و ظاهر كننده نفس قدسيه بشر است زيرا كه روح و روان انسانى در ابتدا در پردههاى ظلمانى طبيعت مخفى و مستور است اگر هدايت حق بوى نرسد در ظلمت طبيعت و بيخردى ماند و هيچ ابراز فعاليت نميكند و بنور ايمان است كه از ظلمت طبيعت و جهالت بيرون آمده و تجرد ذاتى و نور باطنى خود را مكشوف ميگرداند و تظاهر مينمايد . ممكن است در اينجا سؤالى پيش آيد كه اشخاصى كه ايمان آوردهاند البته از ظلمت كفر رهايى يافته و بنور ايمان پيوند گرديدهاند چنانچه ايمان را بنور معرفى نموده پس ديگر ظلمتى باقى نمانده تا اينكه خداوند مؤمنين را از ظلمت بيرون آورد بنور
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 400
مساهمون: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص٤٠٠