آرى طريق بندگى و عبوديت چنين است عبادت بايستى از ميل و رأى و صلاح ديد شخصى به كلى عارى باشد كسى بمقام عبوديت نميرسد مگر وقتى كه ارادات شخصى خود را تابع اوامر مولا گرداند و اظهار رأى انديشى و مصلحتبينى از خود نداشته و مثل مرده بدست غسال تحت فرمان او قرار گيرد .
يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
نزديكترين طريق به مقصود همان راه مستقيم است و مقصود از طريق مستقيم كه هر كس به آن هدايت گرديد رستگار ميگردد و به مقصود نائل مىشود طريق اسلام است و موفق گرديدن بطريق اسلام و عمل نمودن بوظائف اسلامى بهدايت نمودن حق تعالى و خواست او انجام ميگيرد .
در سوره انعام آيه 144 فرموده
وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ
« 1 » و در حديث است كه رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم پس از نزول اين آيه با انگشت مبارك در زمين يك خط مستقيم كشيد و چندين خطوط كج و معوج در اطراف آن رسم نمود و فرمود اين است راه و طريقه من بسوى حق و حقيقت
وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً
وسط در لغت بمعنى عدل و حد وسط بين كوتاهى و بلندى است و در خير نيز استعمال شده و در معنى يكى است زيرا كه هر امر خيرى عبارت از حد وسط بين افراط و تفريط است .
و در اينكه كاف تشبيه « كذلك » بچه تعلق دارد بين مفسرين گفتارى است بيشتر از مفسرين گويند بكلام پيش تعلق دارد يعنى همانطورى كه خداوند شما را هدايت نمود بطريق مستقيم شريعت محمدى صلى اللَّه عليه و آله و سلّم همين طور قرار داد شما را « امة وسطا » كه طريق اسلام طريقى است عدل و كاملا در حدّ وسط بين افراط و تفريط واقع گرديده
هامش
( 1 ) اين است راه و طريق مستقيم من ( كه شما را به آن دعوت مينمايم ) متابعت و پيروى نمائيد و پيرو راههاى ديگر نگرديد كه متفرق ميگرديد و از راه راست منحرف ميشويد .