تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با كتب رجالى شيعه ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
دليل دوم : در رجال برقى موجود ، در مواردى ذيل عنوان نام راوى به كتاب سعد بن سعد اشعرى قمى استناد شده است و مىدانيم وى صاحب كتابى غير مبوّب بوده كه راوى آن محمد بن خالد برقى است ، حال كه صاحب كتاب از سعد نقل مىكند پس بايد كتاب رجال موجود از آن محمد بن خالد برقى يعنى پدر باشد . در پاسخ بايد گفت : اين استناد صحيح نيست ، زيرا اولا ، دليلى بر اينكه سعد بن اشعرى در كتاب غير مبوب خود از رجال هم بحث كرده باشد وجود ندارد و ثانيا ، مراد از سعد در كلام برقى بايد سعد بن عبد اللّه اشعرى قمى باشد ، به شهادت اينكه منقولات موجود از وى در كلام برقى با منقولات از وى در كلام نجاشى و شيخ طوسى مطابقت دارد و قطعا مراد ايشان از سعد ، همان سعد بن عبد اللّه اشعرى است . اگر گفته شود سعد بن عبد اللّه متوفاى سال 299 يا 301 ه است و از راويان احمد بن محمد بن خالد به‌شمار مىرود و استناد برقى به كتاب شاگردش معنا ندارد ، بايد گفت با توجه به نكته‌اى كه محقق تهرانى به آن اشاره كرد ، اين مسئله مانع از انتساب كتاب به احمد بن محمد بن خالد برقى نمىشود . دليل سوم : در اين كتاب از احمد بن محمد بن خالد برقى نام برده شده « 1 » و بر خلاف شيوهء متعارف و متداول در آن عصر ، تصريح نكرده كه وى مصنف اين كتاب است . همچنين از محمد بن خالد نيز در جاهاى مختلف ياد شده « 2 » و اشاره‌اى به اين مسئله كه وى پدر مؤلف است نشده است . « 3 » لذا اين كتاب نمىتواند تأليف احمد بن محمد بن خالد يا پدرش باشد ، بلكه تأليف عبد اللّه بن احمد برقى يا فرزند وى احمد بن عبد اللّه بن احمد برقى است كه عبد اللّه از مشايخ كلينى و فرزند عبد اللّه ، احمد از مشايخ صدوق است . « 4 » اين مسئله نيز به تنهايى دلالتى بر ادعاى فوق ندارد ، زيرا چنانچه فرزند احمد يا نوهء او نيز مؤلف قلمداد شوند اين مشكل پابرجاست چه‌اينكه باز هم بعد از نام احمد يا پدر او
هامش
( 1 ) . رجال برقى ، ص 135 ، ش 1569 و ص 140 ، ش 1626 . ( 2 ) . همان ، ص 120 ، ش 1333 در اصحاب امام كاظم ( عليه السلام ) ص 128 ، ش 1452 ، ص 129 ، ش 1469 در اصحاب امام رضا ( عليه السلام ) ، ص 131 ، ش 1503 و 1509 در اصحاب امام جواد ( عليه السلام ) . ( 3 ) . قاموس الرجال ، ص 77 ، ش 182 . ( 4 ) . همان .