گفتم : « سجده مىكنند » يعنى چه ؟
فرمود : يعنى عبادت مىكنند .
گفتم : « و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت » يعنى چه ؟
فرمود : آسمان رسولخدا صلى الله عليه و آله است كه خداوند او را به سوى خود بالا برد و ترازو اميرالمؤمنين عليه السلام است كه او را براى خلايقش منصوب كرد .
گفتم : « تا مبادا از اندازه در گذريد » يعنى چه ؟
فرمود : يعنى تا نافرمانى امام نكنيد .
گفتم : « و وزن را به انصاف برپا داريد . . . » يعنى چه ؟
فرمود : يعنى امام را از روى عدل برپا داريد .
گفتم : « . . . و در سنجش مكاهيد » يعنى چه ؟
فرمود : دربارهى حقّ امام بخل نورزيد و به او ظلم نكنيد .
گفتم : « و زمين را براى مردم نهاد » يعنى چه ؟
فرمود : براى مردم در آن ميوهها ( قرار داده ) است .
گفتم : « و نخلها با خوشههاى غلافدار » يعنى چه ؟
فرمود : ميوهى نخل در ظرف خود بزرگ مىشود و سپس از آن بيرون مىآيد .
گفتم : « و دانههاى پوستدار و گياهان خوشبو است » يعنى چه ؟
فرمود : دانههايعنى گندم و جو و حبوبات و پوست يعنى انجير و گياهان خوشبو آن چيزهايى است كه از آن خورده مىشود .
گفتم : « پس كدام يك از نعمت هاى پروردگارتان را منكريد » يعنى چه ؟
فرمود : در ظاهر ، گفتگو با جنّ و انس است و در باطن ، با فلانى و فلانى .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 527
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٥٢٧