براى محمد و آلمحمد حلال نيست زيرا كه ايشان طاهرند و مطهر از هر بدى و چركى پس چون كه حقتعالى آنها را مطهر قرار داده و برگزيده است پسنديده از براى ايشان آنچه از براى خود پسنديده است و ناخوش داشته براى آنها آنچه براى خود ناخوش داشته است ، اين آيه هشتم بود .
اما آيهء نهم :
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
و ما اهل ذكريم اگر نمىدانيد از ما سؤال كنيد .
علما عرض كردند كه : مقصود حقتعالى از اهل ذكر ، يهود و نصارى است .
حضرت فرمود : سبحاناللَّه ، پس در اين صورت جايز است كه ما را به دين خود دعوت كنند و بگويند كه دين ما افضل است از دين اسلام .
مأمون عرض كرد : آيا شرحى هست نزد تو در اين باب كه دلالت كند بر خلاف آنچه علما گفتهاند .
حضرت فرمود : بلى مقصود به ذكر ، رسولخدا است و مائيم اهل آن جناب و بيان اين معنى در كتاب خدا است چون در سورهء طلاق مىفرمايد ،
« فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ لِيُخْرِجَ »
پس ذكر رسولخدا است و مائيم اهل او و اين بود آيهء نهم .
اما آيهء دهم :
« حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ »
تا آخر آيهء شريفه پس خبر دهيد مرا كه اگر رسولخدا صلى الله عليه و آله زنده بود صلاحيت داشت كه دختر مرا يا دختر پسر مرا و هر نسلى كه از صلب من بوجود آيد تزويج فرمايد ؟
عرض كردند : نه .
فرمود : پس خبر دهيد مرا كه اگر رسولخدا صلى الله عليه و آله زنده بود صلاحيت ميداشت كه يكى از دختران شما را تزويج فرمايد ؟