محمّد بن فضل مىگويد : در همان جا همگى به امامت حضرت گواهى دادند و حضرت ، شب را نزد ما سپرى كرد و صبح هنگام با مردم خداحافظى كرد و به من سفارشاتى فرمود و قصد عزيمت نمود و من او را بدرقه كردم تا اينكه ميان دهى رسيديم .
حضرت به كنارى رفته و چهار ركعت نماز به جا آورد و بعد به من فرمود : اى محمّد ! برگرد و در پناه خدا باش و چشمانت را ببند . من نيز چشمانم را بستم سپس فرمود : چشمانت را باز كن .
وقتى چشمانم را باز كردم ، ديدم در بصره نزد درب خانهام ايستادهام ! و اثرى از امام نيست .
سؤالهاى اعتقادى و قرآنى مهم
صفوان بن يحيى گويد : ابوقرّه رفيق شبرمه از من خواست ترتيب ملاقات او را با امام رضا عليه السلام بدهم ، من نيز اذن دخول گرفتم و آن حضرت اجازه فرمود ، ابوقرّه داخل شد و از امام عليه السلام مسائلى در حلال و حرام و فرائض و احكام پرسيد تا اينكه رسيد .
ابو قرّه پرسيد : نظر شما دربارهء كتب آسمانى چيست ؟
فرمود : تورات و انجيل و زبور و فرقان و هر كتابى كه نازل شده همه و همه كلام خداوند است كه آنها را براى روشنايى و هدايت جهانيان نازل فرموده ، و همهء آنها محدّث ( پديده ) مىباشند ، و آن غير خود خداوند است ، آنجا كه فرمايد :
« يا آنان را ياد كرد و پندى پديد آورد » ، و نيز : « آنان را هيچ ياد كرد و پند تازهاى از پروردگارشان نيايد مگر اينكه آن را بشنوند در حالى كه بازى مىكنند » ، و خود خداوند سبب تمام كتابهايى مىباشد كه نازل فرموده است .
ابو قرّه گفت : آيا آنها فنا و نابود نمىشوند ؟