تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
سپس حضرت ، به عمرو بن هذّاب توجّه نموده و فرمود : اگر به تو خبر دهم كه در همين ايّام به خون يكى از اقوامت ، مبتلا مىشوى ( يعنى او را مىكشى ) مرا تصديق مىكنى ؟ او جواب داد : خير ! چون غيب را فقط خدا مىداند . حضرت فرمود : آرى ، اما آيا خداوند نمىفرمايد :
« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ » .
پس رسول‌خدا نزد خداوند مرتضى مىباشد و ما ورثهء همان رسولى هستيم كه خداوند او را مطلع و آگاه ساخته است از غيب خود از هر آنچه خواسته است . پس ما به آنچه در گذشته رخ داده است و آنچه در آينده تا روز قيامت رخ خواهد داد ، آگاه هستيم . اى پسر هذّاب ! آنچه به تو خبر دادم در ظرف پنج روز واقع خواهد شد . پس اگر آنچه را كه به تو گفتم در اين مدت صورت نگرفت ، پس من دروغگو و افترا زننده هستم . ولى اگر صحيح شد پس بدان كه تو ردكنندهء خدا و رسول او هستى . سپس امام فرمود : چيز ديگرى نيز هست و آن اينكه : آگاه باش كه به زودى نابينا خواهى شد و چيزى را نمىبينى ، نه زمين و نه كوهى را . بعد از چند روز همان‌طور شد كه امام فرموده بود . مطلب ديگر اينكه : تو به زودى به دروغ قسم خواهى خورد ، لذا به مرض پيسى مبتلا مىشوى . محمّد بن فضل مىگويد : به خدا قسم ! هر چه حضرت رضا عليه السلام فرموده بود ، به سر عمرو بن هذّاب آمد . سپس امام رضا عليه السلام رو به جاثليق كرده فرمود : آيا در انجيل ، دليلى بر پيامبرى حضرت محمّد صلى الله عليه و آله هست ؟