چندى است حاجتى از خدا دارم كه از تأخير اجابتش در دلم شبهه شده
51 . احمد بن محمد بن ابىنصر مىگويد : به حضرت اباالحسن عليه السلام عرض كردم : قربانت گردم ، من چند سال است كه از خدا حاجتى درخواست كردهام و از تأخير اجابتش در دلم شبهه آمده است ؟
فرمود : اى احمد ! مبادا شيطان بر ( دل ) تو راهى باز كند ، تا تو را نااميد نمايد . . . همانا كسى كه در اين دنيا داراى نعمت است . هر گاه از خدا چيزى درخواست كند و به او داده شود ( حرصش زياد گردد ) و جز آن را نيز بخواهد ، و در نتيجه نعمت خدا در چشم او كوچك و خوار گردد ، و از هيچ چيز سير نشود و چون نعمت فراوان شود ، مسلمان از اين راه به خطر افتد ( و اين خطر ) براى آن حقوقى است كه بر او واجب شود ، و به خاطر آن چيزى است كه بيم آن رود به واسطهء اين حقوق در فتنه و آزمايش افتد ( و در اداى آنها كوتاهى كند ) ، بگو بدانم كه اگر من به تو چيزى گفتم بدان اعتماد دارى ؟
عرض كردم : فدايت گردم ، اگر من به گفتهء شما اعتماد نكنم پس به گفتار چه كسى اعتماد كنم با اين كه شما حجت خدا بر خلق او هستيد ؟
فرمود : پس اعتماد تو به خدا بيشتر باشد ؛ زيرا خداوند به تو وعدهء اجابت داده است . آيا خداى متعال نمىفرمايد : « و هر گاه از بندگان من از تو بپرسند پس همانا من نزديكم و دعاى آن كه مرا فراخواند اجابت كنم » .
و در آيه ديگرى مىفرمايد : « از رحمت خدا نوميد نباشيد » .
در آيه ديگر مىفرمايد : « و خدا شما را به آمرزش و فضل نويد مىدهد » .
از اين رو اعتماد تو به خداى متعال بيشتر از ديگران باشد و در دل خود جز خوبى راه ندهيد ، كه شما آمرزيده شدهايد .