فرمود : تو مىدانى كه من فراموشت مىكنم ؟
گويد : در فكر فرو رفتم و با خود گفتم : آن حضرت براى شيعيانش دعا مىكند و من نيز از شيعيان او هستم ( پس براى من نيز دعا مىكند ) . عرض كردم : نه ، شما مرا فراموش نمىكنيد .
فرمود : اين را از كجا دانستى ؟
عرض كردم : من از شيعيان شما هستم و شما نيز كه براى شيعيانت دعا مىكنيد ( پس مرا هم در ضمن دعا مىكنيد ) .
فرمود : جز اين نيز چيزى دانستى ؟
عرض كردم : نه .
فرمود : هر گاه خواستى بدانى نزد من چگونه هستى بنگر من نزد تو چگونه هستم .
مىتوانيم مطلبى را به مطلب بهترى قياس كنيم ؟
41 . محمّد بن حكيم مىگويد :
به امام كاظم عليه السلام عرض كردم : ما گرد هم مىآييم و وارد مذاكره مىشويم ، هر مطلبى كه پيش آيد ، در باره آن نوشتهاى داريم ، اين نيز از بركت وجود شماست كه خدا به ما لطف كرده است ، گاهى مطلب كوچكى پيش مىآيد كه در حكم آن روايتى نداريم و به يكديگر نگاه مىكنيم و چون نظير آن موضوع را داريم ، مىتوانيم آن را به بهترين نظيرش قياس مىكنيم ؟