فرمود : من به سوى آن طغيانگر ( مهدى عباسى ) مىروم ، ولى آگاه باش كه از خود او و از كسى كه بعد از اوست ( هادى ) به من بدى نمىرسد .
عرض كردم : قربانت گردم ، سپس چه مىشود ؟
فرمود : خدا ستمگران را گمراه مىكند و خدا آنچه خواهد انجام مىدهد .
عرض كردم : قربانت گردم ، مطلب چيست ؟
فرمود : هر كه در حق اين پسرم ستم كند و امامتش را پس از من ، انكار نمايد ، مانند كسى است كه در حق على بن ابىطالب عليهما السلام ستم كرده و امامت او را پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله انكار نموده است .
عرض كردم : به خدا سوگند ! اگر خدا به من عمرى دهد حق او را تسليمش كنم و به امامتش اقرار نمايم .
فرمود : راست گفتى ، اى محمّد ! خدا به تو عمر مىدهد و تو نيز حق او را تسليمش مىكنى و به امامت او و آن كه بعد از اوست ، اقرار مىكنى .
عرض كردم : بعد از او كيست ؟
فرمود : پسرش محمد .
عرض كردم : نسبت به او نيز راضى و تسليم هستم .
فرمود : آرى ، همين گونه تو را در كتاب امير مؤمنان على عليه السلام يافتم ، هان كه تو در بين شيعيان ما از برق در شب تاريك ، روشنترى .
چرا حضرت على عليه السلام پس از هجرت تا پايان زندگيش در مكه بيتوته نكرد ؟
38 . جعفر بن عقبه مىگويد : حضرت ابى الحسن عليه السلام فرمود :