نصرانى گفت : نمىدانم .
امام كاظم عليه السلام فرمود : نام مادر مريم مرثا بود كه به عربى وهيبه مىشود .
روزى كه مريم باردار شد ، ظهر جمعه بود ؛ همان روزى كه روح الامين در آن روز فرود آمد ، مسلمانان عيدى بزرگتر از آن ندارند . خداوند آن روز را بزرگ داشت و حضرت محمّد صلى الله عليه و آله نيز براى اهميت آن روز دستور داده آن را عيد خود قرار دهند و آن ، روز جمعه است .
روزى كه مريم متولّد شد ، روز سهشنبه ؛ چهار ساعت و نيم از روز گذشته بود بگو ببينم چشمهاى را كه مريم ، عيسى را كنار آن زاييد مىشناسى ؟
عرض كرد : نه .
فرمود : فرات است كه اطراف آن درخت خرما و انگور فراوان است ، هيچ جا به اندازهء آن جا داراى خرما و انگور نيست .
اما روزى كه زبان مريم بسته شد و قيدوس فرزندان و پيروان خود را جمع كرد و قبيله عمران را گرد آورد تا مريم را مشاهده كنند به او نسبتهايى دادند كه خداوند در كتاب خود براى تو و در قرآن كريم براى ما توضيح داده ، آن را خواندهاى ؟
گفت : آرى ، همين امروز آن را مىخواندم .
فرمود : اكنون از جاى خود برنمىخيزى مگر اين كه خدا تو را هدايت خواهد كرد .
نصرانى گفت : اسم مادر من به زبان سريانى و عربى چيست ؟
فرمود : به زبان سريانى « عنقاليه » و « عنقوره » اسم مادر پدرت بود . اما اسم مادرت به زبان عربى « ميّه » و اسم پدرت عبد المسيح كه زبان عربى عبد اللَّه مىشود ؛ زيرا حضرت مسيح بنده نداشت .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 345
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٤٥