سرور من ! آمدن سفيانى حتمى است ؟
101 . بطائنى مىگويد : با حضرت امام كاظم عليه السلام از مكّه تا مدينه همسفر بودم . روزى آن حضرت به من فرمود : اگر اهل آسمان و زمين عليه عبّاسيان قيام كنند ؛ به گونهاى كه زمين از خون آنها سيراب شود ، تا سفيانى خروج نكرده ، بىاثر خواهد بود .
عرض كردم : سرور من ! آمدن سفيانى حتمى است ؟
فرمود : آرى ، حتمى است .
آن گاه سر مبارك را پايين انداخت و بعد سر بلند كرد و فرمود : دولت عبّاسيان بر پايهء حيله و نيرنگ قرار گرفته است ، اين دولت طورى از ميان خواهد رفت كه اثرى از آن نماند ، آن گاه دوباره حكومت آنها تجديد مىشود به گونهاى كه گفته شود : آسيبى به آن نرسيده است .
پدرم در آرزوى ديدار صاحب اين امر مُرد . . .
102 . ابراهيم بن هليل مىگويد : به حضرت امام اباالحسن عليه السلام عرض كردم : قربانت گردم ، پدرم در آرزوى ديدار صاحب اين امر مُرد ، من هم به اين سن رسيدهام كه مىبينيد ، آيا راضى مىشويد كه من هم بميرم و در اين باره چيزى به من نفرماييد ؟
فرمود : اى ابو اسحاق ! آيا شتاب دارى ؟
عرض كردم : آرى ، به خدا سوگند ، چرا شتاب نكنم با اين كه به اين سن رسيدهام كه مىبينيد ؟ !