او سؤال نمود .
و چون حضرت امير - عليه السّلام - ماجراى سفر را براى رسول اكرم - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - بازگو مىكرد ، چهره ايشان از خوشحالى باز مىشد و آثار سرور بر آن آشكار مىشد .
هنگامى كه از گزارش سفر فراغت حاصل كرد پيامبر اكرم - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - به او فرمود : اى ابو الحسن مىخواهى به تو بشارتى بدهم ؟
حضرت امير فرمود : پدر و مادرم فدايت شوند ؛ چه بسا بشارت به من دادهاى !
حضرت رسول - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - فرمود : جبرئيل هنگام ظهر به من نازل شد و به من گفت : اى محمّد ؛ اين پسر عم تو است كه اينك بر تو وارد خواهد شد ، و خداوند عزّوجلّ مسلمانان را به وسيلهء او امتحان و آزمون خوبى كرده است ، و او در اين سفر و مأموريت چنين و چنان كرد ، و تمام آنچه را كه تو برايم گفتى بازگو كرد ، سپس جبرئيل به من گفت :
اى محمّد ؛ از اولاد آدم كسانى نجات يافتند كه شيث بن آدم را كه وصىّ پدرش آدم بود دوست داشتند ، و پيروى كردند ، و خود شيث هم به وسيلهء پدرش آدم نجات يافت ، و آدم به وسيلهء خدا نجات يافت .
اى محمّد ؛ هركس سام بن نوح را كه وصى پدرش نوح بود دوست داشت و از او پيروى مىكرد به وسيلهء سام نجات يافت ، و سام به وسيلهء نوح نجات يافت ، و نوح به وسيلهء خدا نجات يافت .
يا مُحَمَّدُ ؛ وَنَجا مَنْ تَوَلّى إِسْماعيلَ بْنَ إِبْراهيمَ خَليلِ الرّحْمانِ وَصيِّ أَبيهِ إِبْراهيم بِإِسْماعِيلَ ، وَنَجا إِسْماعيلُ بِإِبْراهيمَ ، وَنَجا إِبْراهيمُ بِاللَّهِ .
يا مُحَمَّدُ ؛ وَنَجا مَنْ تَوَلّى يُوشَعَ بْنَ نُونٍ وَصيِّ مُوسى بِيُوشَعَ ، وَنَجا يُوشَعُ بِمُوسى ، وَنَجا مُوسى بِاللَّهِ .
يا مُحَمَّدُ ؛ وَنجا مَنْ تَوَلّى شَمْعُونَ الصَّفا وَصيِّ عيسى بِشَمْعُونٍ ، وَنَجا
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام صادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 293
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٩٣