بودند در كنار ركن خانهء خدا بودند ، چون نافع چشمش به امام باقر عليه السلام افتاد رو به هشام كرد و گفت : اى اميرالمؤمنين ! ! ! اين شخص كيست كه مردم اينگونه دور او ايستاده و در اطراف او فشار مىآورند ؟
هشام گفت : اين پيامبر اهل كوفه است ، اين محمّد بن علىّ بن الحسين بن علىّ بن ابى طالب - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - است .
نافع گفت : هر آينه نزد او مىروم و از مسائلى از او مىپرسم كه جز پيامبر يا وصىّ پيامبر يا فرزند وصىّ پيامبر نتواند پاسخ دهد .
هشام گفت : نزد او برو و بپرس ، شايد كه او را خجل و شرمندهاش سازى !
نافع آمد و در كنار مردم ايستاد و رو به امام باقر عليه السلام نمود و گفت : اى محمّد بن على ! من تورات و انجيل و زبور و قرآن را خواندهام ، و بر حلال و حرام آنها آشنايى دارم ، اينك نزد تو آمدهام و از تو مسائلى مىپرسم كه كسى جز پيامبر يا وصىّ پيامبر يا فرزند وصىّ پيامبر نمىتواند پاسخگو باشد .
امام باقر عليه السلام سر مبارك خود را بالا گرفت و فرمود : بپرس .
نافع گفت : به من خبر بده ، ميان نبوّت حضرت عيسى عليه السلام و حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم چند سال فاصله بود ؟
حضرت فرمود : آيا طبق نظر و عقيدهء خودم بگويم يا بر طبق نظر تو ؟
نافع گفت : بنا بر هر دو نظر و عقيده خبر بده .
حضرت فرمود : امّا بنا به نظر و عقيدهء من پانصد سال بوده ، و بنا به قول و عقيدهء تو ششصد سال .
نافع گفت : پس معنى فرمايش خداوند متعال كه مىفرمايد : « ( اى رسول ما ! ) از رسولانى كه پيش از تو فرستاديم بپرس ، كه : آيا ما جز خداى يكتاى مهربان ، معبودانى هم براى عبادت مردم قرار داديم ؟ » چيست ؟ حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم اين مطلب را از چه كسى پرسيد ؛ در صورتى كه ميان نبوّت او و حضرت عيسى پانصد سال فاصله بود ؟
راوى گويد : حضرت اين آيهء شريفه را تلاوت فرمود : « پاك و منزّه است خدايى كه بندهء خود ( حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم ) را در يك شب از مسجد الحرام به مسجد
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام باقر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٦٥