تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
گفتم : اين عهد و اين خبر چيست ؟ حضرت زينب عليها السلام فرمودند : ام ايمن براى من چنين حديث كرد كه در روزى از روزها رسول خدا صلى الله عليه و آله به ديدن حضرت فاطمه عليها السلام در منزلش رفت . ايشان براى پيامبر غذاى حريره فراهم نمودند . حضرت على عليه السلام آن غذا را در يك سينى كه خرما در آن بود پيش روى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نهاد . سپس امّ ايمن گفت : من كاسه بزرگى كه در آن شير و كره بود ، براى آنان آوردم و پيامبر خدا و حضرت على مرتضى و فاطمه زهرا و حسن و حسين عليهم السلام از آن حريره ميل فرمودند . پيامبر صلى الله عليه و آله باقيمانده آن شير را نوشيدند و همگى از آن خرما و كره خوردند . آن گاه حضرت على عليه السلام آب روى دستان پيامبر ريخت و آن حضرت دست‌هايش را شستند . وقتى از شستن دست‌ها فارغ شدند دستى به صورت مبارك خود كشيدند و نگاهى به حضرت على عليه السلام و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام نمودند ، به طورى كه ما آثار شادى و سرور را در صورت مباركشان مشاهده كرديم . آن‌گاه با گوشه چشم نگاهى طولانى به آسمان نمودند و بعد روى خود را به سمت قبله گرداندند و دست به دعا بلند كردند . سپس به سجده افتادند و بلند بلند گريستند ؛ به گونه‌اى كه گريه و شيون ايشان طولانى گرديد و اشك‌هايشان جارى گشت . آن گاه از سجده سر برداشتند و سر به زمين مىنگريستند در حالى كه اشك‌هاى مباركشان قطره قطره هم چون باران مىچكيد . در اين هنگام حضرت فاطمه ، على ، حسن و حسين عليهم السلام اندوهگين شدند و من نيز با آن‌ها به خاطر آنچه كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله ديده بودم اندوهگين شدم و هيبت آن حضرت مانع از اين بود كه چيزى بپرسيم . اين حالت طول كشيد ، در اين حال حضرت على و فاطمه عليهما السلام به ايشان فرمودند : چه چيزى باعث گريه شما شد اى رسول خدا ! چشمان شما را گريسته و دل‌هاى ما مجروح گرديد ، وقتى اين حالت شما را ديديم ؟
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 87 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى