تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
ابن زياد گفت : رفتار خدا را با اهل بيت خود چگونه ديدى ؟ حضرت فرمودند : خداوند كشته شدن را بر آنان مقدر فرموده بود . پس آن ها از بسترهايشان بيرون آمده و خداوند به زودى آن ها و تو را در روز قيامت جمع نموده و احتجاج خواهند نمود و در محضرش مخاصمه جويى خواهند كرد . ابن زياد لعين از اين پاسخ برآشفت و از شدت خشم آتش گرفت . عمرو بن حريث گفت : او يك زن است و بر گفتار زن حَرَجى نيست . ابن زياد لعين در جواب حضرت گفت : خداوند از طغيان‌گران و نافرمانان از خاندان اهل بيت تو به من آرامش و شفا بخشيد . حضرت زينب عليها السلام دلش سوخت و گريست و فرمود : به جان خودم سوگند ، شيخ و بزرگ مرا كشتى ، خانواده مرا نابود كردى و ميان خانواده‌ام جدايى انداختى ، اگر اين گونه بهبودى و شفايافته‌اى پس راست گفته‌اى شفا يافته‌اى . ابن زياد ملعون گفت : اين زن سجع‌گوست و به جانم قسم كه پدرش نيز سجع‌گو بود . حضرت فرمودند : زن را چه به سجع‌گويى ؟ ! من كارى با سجع‌گويى ندارم ؛ ولى آنچه كه گفتم به خاطر اين بود كه سينه‌ام تنگ شد . در اين هنگام ابن زياد ملعون به امام سجاد عليه السلام رو كرد و گفت : تو كيستى ؟ حضرت فرمودند : من على بن الحسين هستم . ابن زياد ملعون گفت : آيا خدا على بن الحسين را نكشت ؟ حضرت فرمودند : من برادرى داشتم كه على نام داشت ، مردم او را كشتند .