فرمود : به تعداد تخم شترمرغى كه خوردهاى شتر ماده را با شتر نر جفتگيرى كن ، هر چه بچّه بياورند به خانهء خدا هديه كن .
عمر به امام حسين عليه السلام رو كرد و گفت : اى حسين ! شايد بعضى از شترها سقط جنين كنند ؛ ( در اين صورت وظيفهاش چيست ) ؟
امام حسين عليه السلام فرمود : اى عمر ! شايد بعضى از تخم شترمرغها هم فاسد باشد .
عمر گفت : راست گفتى و خوب گفتى .
در اين هنگام امير مؤمنان على عليه السلام برخاست و فرزندش را به سينهء خود چسبانيد و اين آيه را قرائت فرمود : « آنان فرزندانى هستند كه برخى از برخى ديگر ( فضيلت ) گرفتهاند و خداوند شنوا و داناست » .
چگونه صبح را آغاز نمودى اى فرزند رسول خدا !
65 - در روايتى آمده است :
به امام حسين عليه السلام گفته شد : اى فرزند رسول خدا ! چگونه صبح را آغاز كردى ؟
فرمود : در حالى صبح را آغاز كردم كه پرودگارم بالاى سرم ، آتش پيش روى من است ، مرگ مرا مىخواهد و حساب رسى دور مرا گرفته و من در گرو عمل خود هستم ؛ آن چه را دوست مىدارم نمىيابم ، از آن چه ناخرسندم نمىتوانم دور نمايم ، كارها به دست ديگرى است ؛ اگر بخواهد عذاب مىنمايد و اگر بخواهد مىبخشد . بنا بر اين ، كدام فقير و نادارى از من نادارتر است ؟ !