امام حسين عليه السلام برخاست و پس از اين كه حمد و ثناى خدا را به جا آورد و بر پيامبر خدا درود فرستاد اين دعا را خواند :
اللهمّ معطي الخيرات ، و منزل البركات ، أرسل السماء علينا مدراراً ، واسقنا غيثاً مغزاراً واسعاً غدقاً مجلّلًا سحّاً سفوحاً ثجّاجاً ، تنفّس به الضعف من عبادك و تحيى به الميت من بلادك آمين ربّ العالمين .
هنوز دعاى آن حضرت پايان نيافته بود كه فورى باران رحمت خداى متعال فروريخت . عربى از حومه كوفه آمد و گفت : ديدم كه نهرها و جويبارها از آب موج مىزدند !
يا حسين !
57 - برادر عطاء بن سائب گويد : من روز عاشورا شاهد بودم كه مردى از قبيله تيم به نام عبداللَّه بن جويره نزد امام حسين عليه السلام آمد و گفت : يا حسين !
امام حسين عليه السلام فرمود : چه مىخواهى ؟
او با گستاخى گفت : مژده باد تو را به آتش دوزخ !
امام عليه السلام فرمود : هرگز چنين نيست ؛ بلكه من به رحمت خداى آمرزنده و شفيعى مطاع خواهم پيوست ، من از خير به سوى خير مىروم ، تو كيستى ؟
گفت : من ابن جويره هستم .
ناگاه امام حسين عليه السلام به قدرى دست مبارك خود را بلند كرد كه ما سفيدى زير بغل آن بزرگوار را ديديم ، آن گاه در حق ابن جويره نفرين كرد و فرمود : پروردگارا ! او را گرفتار آتش كن !