شريح به آن مرد گفت : بگو : به حقّ خدايى كه غير از او معبودى نيست و او بر غيب و شهود داناست .
امام حسن عليه السلام فرمود : منظور من اين گونه سوگند نبود ؛ بلكه بايد بگويد : به خدا سوگند كه من از تو اين مبلغ را طلبكارم و هزار دينار را بگيرد .
آن مرد اين گونه سوگند ياد كرد و پولها را گرفت . وقتى از جاى برخاست به زمين افتاد و در جا مرد .
از امام حسن عليه السلام دربارهء چگونگى سوگند ياد كردن پرسيدند .
فرمود : سوگندى كه آن مرد ياد كرد حاوى توحيد خداى رؤوف بود .
من مىترسيدم كه خداوند متعال به بركت توحيد خويش او را از عقوبت سوگند دروغ معاف دارد .
كاش مىتوانستيد لباستان را دربياوريد !
32 - عبدالرحمان بن ابو ليلا گويد :
روزى امام حسن عليه السلام با قبايى كه بر تن داشت به آب فرات وارد شد . عرض كردم : كاش مىتوانستيد لباستان را دربيارويد !
فرمود : اى ابا عبدالرحمان ! همانا آب نيز ساكنان و اهلى دارد .
فدايت شوم ! پس چگونه تبريك بگويم ؟
33 - در روايت ديگرى آمده است : امام صادق عليه السلام فرمود :
مردى به مرد ديگرى كه خدا پسرى به او عطا كرده بود گفت : قدم اين سواركار مبارك باد !