تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
شريح به آن مرد گفت : بگو : به حقّ خدايى كه غير از او معبودى نيست و او بر غيب و شهود داناست . امام حسن عليه السلام فرمود : منظور من اين گونه سوگند نبود ؛ بلكه بايد بگويد : به خدا سوگند كه من از تو اين مبلغ را طلبكارم و هزار دينار را بگيرد . آن مرد اين گونه سوگند ياد كرد و پول‌ها را گرفت . وقتى از جاى برخاست به زمين افتاد و در جا مرد . از امام حسن عليه السلام دربارهء چگونگى سوگند ياد كردن پرسيدند . فرمود : سوگندى كه آن مرد ياد كرد حاوى توحيد خداى رؤوف بود . من مىترسيدم كه خداوند متعال به بركت توحيد خويش او را از عقوبت سوگند دروغ معاف دارد .

كاش مىتوانستيد لباستان را دربياوريد !

32 - عبدالرحمان بن ابو ليلا گويد : روزى امام حسن عليه السلام با قبايى كه بر تن داشت به آب فرات وارد شد . عرض كردم : كاش مىتوانستيد لباستان را دربيارويد ! فرمود : اى ابا عبدالرحمان ! همانا آب نيز ساكنان و اهلى دارد .

فدايت شوم ! پس چگونه تبريك بگويم ؟

33 - در روايت ديگرى آمده است : امام صادق عليه السلام فرمود : مردى به مرد ديگرى كه خدا پسرى به او عطا كرده بود گفت : قدم اين سواركار مبارك باد !