و گويى درهاى رحمت براى اهل آن باز شده است . پس گوارا باد رحمت براى اهل آن و خوارى و تيره روزى بر اهل دوزخ كه سزاوار آتشند .
اى حبيش ! هركس دوست دارد بفهمد كه دوست يا دشمن ماست ، دل خود را بيازمايد . اگر دوست ما را دوست داشته باشد ، دشمن ما نيست و اگر دوست ما را دشمن بدارد ، دوست ما نيست .
به راستى كه خداوند از دوستانمان بر محبّت و دوستى ما پيمان گرفته و در « ذكر » « 1 » نام دشمن ما را نوشته ، ما نجيبانيم و فرزندان ما ، فرزندان پيامبران هستند . « 2 »
هامش
( 1 ) - منظور از « ذكر » قرآن كريم است .
( 2 ) - صالح بن ميثم تمار گويد : در كتاب ميثم رضى الله عنه ديدم نوشته بود كه ميثم گويد :
شبى در خدمت امير مؤمنان على عليه السلام بوديم ، به ما فرمود :
هيچ بندهاى نيست كه خداوند قلبش را با ايمان امتحان كرده مگر اين كه محبّت ما را در قلب خود مىيابد و هيچ بندهاى نيست كه مورد خشم خدا قرار گرفته ، مگر اين كه بغض و دشمنى ما را در قلب خود مىيابد . بنابراين ، ما با شادمانى دوست خود شاد مىشويم و دشمنى دشمن خود را مىشناسيم ، محب و دوستدار ما به واسطهء محبّت ما مورد غبطه و حسرت قرار مىگيرد و هر روز منتظر رحمت خداست . دشمن ما پايش بر كنار گودالى از آتش قرار دارد اين كناره او را سرازير آتش دوزخ مىنمايد . گويى درهاى رحمت بر روى اصحاب رحمت گشوده شده ، پس گوارا باد براى اصحاب رحمت رحمتشان و خوارى و تيره روزى بر اهل آتش در قرارگاهشان .
به راستى هر بندهاى كه در محبّت ما كوتاهى نداشته باشد به جهت خير و صلاحى است كه خداوند در قلبش قرار داده است . هرگز ما را دوست نمىدارد كسى كه دشمن ما را دوست داشته باشد . چرا كه چنين چيزى در يك قلب گردهم نخواهد آمد . خداوند براى يك فرد دو قلب قرار نداده كه با يكى گروهى را و با ديگرى دشمنان آنها را دوست داشته باشد . كسى كه به ما مهر مىورزد همو محبّت ما را خالص مىكند ، همان طورى كه طلا را خالص مىنمايد كه در آن ناخالصى نباشد .
ما نجيبانيم و فرزندان ما ، فرزندان پيامبران هستند . من وصى اوصيا هستم ، من حزب اللَّه و حزب پيامبرش هستم و گروه ستمكار حزب شيطانند . هركس مىخواهد حال خود را در محبّت ما بداند ، قلب خويش را آزمايش كند . اگر در دل خود محبّت كسانى را كه عليه ما تحريك مىكنند ، يافت ، بايد بداند كه خداوند دشمن اوست و جبرئيل و ميكائيل دشمن او هستند و خداوند دشمن كفرورزان است .