كه زير پاى من هست ، چموشى مىكند و من از آن بيمناكم ؟
فرمود : در گوش راستش ( اين آيه را ) بخوان :
« وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ »
.
آن مرد اين آيه را خواند و آن حيوان براى او رام گرديد .
مرد ديگرى برخاست و عرض كرد : اى اميرمؤمنان ! سرزمين ما جايگاه درّندگان است و درّندگان به خانهء من مىآيند و تا شكار خود را نگيرند ، از آنجا نمىروند ؟
فرمود ( اين دو آيه را ) بخوان :
« لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ * فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ »
.
آن مرد اين دو آيه را خواند و درّندگان از خانهء او دور شدند .
آنگاه مرد ديگرى برخاست و عرض كرد : اى امير مؤمنان ! در شكم من آب زردى است ، آيا درمانى دارد ؟
فرمود : آرى ، بدون هزينه كردن درهم و دينارى ، اين گونه كه « آية الكرسى » را بر شكمت بنويس و آن را ( كه در كاغذ نوشتهاى ) بشوى و بياشام و آن را در شكمت ذخيره كن كه به خواست خداى سبحان ، بهبودى يا بى .
آن مرد طبق فرمايش امام عليه السلام انجام داد و به خواست خداوند بهبودى يافت .
سپس ديگرى برخاست و عرض كرد : اى امير مؤمنان ! از ( آنچه در مورد پيدا كردن ) گمشده است ، مرا آگاه فرما ؟