فقال : يابن نباتة ! لو كشف لكم لرأيتم أرواح المؤمنين في هذا الظهر حلقاً يتزاورون ويتحدثون ، إنّ في هذا الظهر روح كلّ مؤمن وبوادي برهوت نسمة كلّ كافر « 1 » .
خاك مؤمن يا مزاحمت او در مجلسش چگونه است ؟
207 - ابن نباته ضمن حديث طويلى گويد :
امير مؤمنان على عليه السلام از كوفه خارج شد ، رفت تا به غريين رسيد ، از آنجا نيز رد شد ، ما نيز در پى حضرتش بوديم كه به خدمتش رسيديم ، ديديم آن بزرگوار به پشت روى زمين - بى آن كه زيراندازى باشد - خوابيده بود .
قنبر عرض كرد : اى امير مؤمنان ! اجازه مىدهى فرشى زير شما پهن كنيم ؟
فرمود : نه ، مگر نه اين است كه اين خاك ، خوابگاه مؤمن است ، يا مزاحم شدن براى او در مجلسش مىباشد .
اصبغ گويد : گفتم : اى امير مؤمنان ! تربت مؤمن را مىدانيم كه يا بوده و يا مىشود ، امّا مزاحمت در مجلسش چگونه است ؟
فرمود : اى پسر نباته ! اگر پردهها كنار رود و ديدهء شما باز شود ارواح مؤمنان را در پشت اين كوفه خواهيد ديد كه با هم حلقه زده و يكديگر را زيارت مىكنند و با هم گفت و گو مىنمايند . به راستى كه روح هر مؤمنى در اين بيابان و ارواح هر كافرى در وادى برهوت قرار دارد .
هامش
( 1 ) - المحتضر : 4 ، بحار الأنوار : 27 / 307 الحديث 12 .