دوست دارم ، باور نمىكنى و شما سه مرتبه سوگند ياد مىكنى كه من تو را دوست نمىدارم ؟
حضرت فرمود : واى بر تو ! به راستى خداى تعالى ارواح را دو هزار سال پيش از بدنها آفريد ، آنها را در هوا ساكن گردانيد ، پس كسانى كه در عالم ارواح با يكديگر الفت گرفتهاند و يكديگر را شناختهاند در اين دنيا با يكديگر موافقت و محبّت دارند و كسانى كه در آن عالم با يكديگر الفت نداشتهاند در اين دنيا با يكديگر الفت ندارند ، روح من ، روح تو را نمىشناسند .
راوى گويد : چون آن ملعون روگرداند و رفت حضرت فرمود : هر كه مىخواهد به قاتل من بنگرد ، به اين مرد بنگرد .
يكى از حاضران گفت : آيا او را نمىكشى ؟ - يا آيا او را نكشيم ؟ -
فرمود : سخن بسيار عجيبى است . به من امر مىكند كه من قاتلم را - كه لعنت خدا بر او باد - بكشم .
علّامهء مجلسى رحمه الله مىنويسد :
منظور حضرتش چنين است : كسى كه هنوز مرا نكشته و در آينده خواهد كشت ، بكشم .
خلاصه اين كه قصاص پيش از جنايت جايز نيست .
يا اين كه : اگر در علم خدا او قاتل من است ، چگونه مىتوانم او را بكشم . . .
يا أمير المؤمنين ! لقد أمرضنا بكاؤك ؟
87 - أبو طاهر المقلّد بن غالب عن رجاله بإسناده المتّصل إلى عليّ بن أبي طالب عليه السلام : وهو ساجد يبكي حتّى علا نحيبه وارتفع صوته بالبكاء ، فقلنا : يا
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 341
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٤١