تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
فاطمه عليها السلام هفت درهم هجرى را به على عليه السلام داد . على عليه السلام فرمود : به نام خدا و حمد و سپاس فراوان و پاك از آنِ خداست ، اين‌ها رزق و روزى خداوند است . آنگاه رو به فرزندش امام حسن عليه السلام كرد و فرمود : با من بيا . حضرت على عليه السلام با فرزندش امام حسن عليه السلام از خانه بيرون آمد كه طعامى خريدارى نمايد به ناگاه مردى را ديدند كه مىگويد : كيست كه به خداوند غنى وفا كننده قرضى دهد ؟ حضرت عليه السلام به امام حسن عليه السلام فرمود : فرزندم ! به اين مرد پولى بدهيم ؟ امام حسن عليه السلام عرض كرد : آرى ، به خدا سوگند ! پدر جان ! على عليه السلام همه پول‌ها را به او داد . امام حسن عليه السلام عرض كرد : پدرجان ! همهء پول‌ها را به او دادى ؟ فرمود : آرى ، فرزندم ! كسى كه اندك را عطا مىكند ، مىتواند بيشتر را نيز عطا كند . سپس آن حضرت به درِ خانهء مردى رفت ، تا چيزى قرض بنمايد ، در بين راه عربى را ديد كه شترى با اوست . گفت : اى على ! اين شتر را از من بخر . فرمود : پول آن را ندارم . گفت : من صبر مىكنم تا هنگامى كه بتوانى پول آن را بدهى . حضرت فرمود : به چند مىفروشى ؟ گفت : صد درهم .