مرا خبر ده كه در سر و ريش من چند تار مو است ؟
169 - در برخى آثار آمده :
روزى على بن ابىطالب عليه السلام خطبه خواند و در خطبهاش فرمود : از من بپرسيد پيش از آن كه مرا نيابيد . سوگند به خدا ! اگر از من در مورد گروهى كه صد نفر را گمراه مىكنند و صد نفر را راهنما مىشوند ، بپرسيد به شما خبر مىدهم كه داعى و مؤسس آن گروه كيست ؟ و چه كسى كار آنها را تا روز قيامت تدبير مىكند ؟
در اين هنگام مردى برخاست و گفت : مرا خبر ده كه در سر و ريش من چند تار مو است ؟
امير مؤمنان على عليه السلام فرمود : سوگند به خدا ! خليل من رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا از پرسش تو آگاه ساخت . به راستى كه بر هر تار موى سر تو فرشتهاى است كه بر تو لعنت مىكند و بر هر تار موى ريش تو شيطانى است كه تو را براى شرّ و بدى بر مىانگيزاند و در خانهء تو بزغالهاى است كه پسر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را مىكشد .
اين نشانهء برهان راستى آن خبرى است كه به تو دادم و اگر برهان آنچه پرسيدى ، دشوار نبود تو را از آن آگاه مىساختم ، ولى نشانهء درستى آن ، اين خبرى است كه به تو دادم كه فرشتهاى تو را لعنت مىكند و بزغالهء ملعون توست .
[ راوى گويد : ] در آن هنگام فرزند آن ملعون ، كودكى كوچك بود كه بر