فقال : و لم ذاك ؟
قلت : كرهت أن اوذيك .
قال : فقام واستقبل القبلة ومدّ يديه كلتيهما وقال : اللهم ردّ الشمس إلى وقتها حتّى يصلّي علي عليه السلام .
فرجعت الشمس إلى وقت الصلاة حتّى صلّيت العصر ، ثمّ انقضت انقضاض الكوكب « 1 » .
اى على ! آيا نماز خواندهاى ؟
105 - عمّار بن موسى گويد : به همراه امام صادق عليه السلام وارد مسجد « فضيح » « 2 » شديم . حضرت رو به من كرد و فرمود : عمّار ! اين زمين هموار را مىبينى ؟
گفتم : آرى .
فرمود : همسر جعفر - اسماء بنت عميس كه پس از جعفر به همسرى على عليه السلام در آمد - در همين جا با دو پسر جعفر نشسته بود ، و مىگريست .
پسرانش گفتند : مادر جان ! براى چه كسى گريه مىكنى ؟
گفت : براى امير مؤمنان على عليه السلام گريه مىكنم .
گفتند : به اميرالمؤمنين عليه السلام گريه مىكنى ، چرا به پدر ما گريه نمىكنى ؟
هامش
( 1 ) - الكافي : 4 / 561 و 562 ، بحارالأنوار : 41 / 182 الحديث 19 .
( 2 ) - در مصدر آمده : مسجد فضيخ . فيروز آبادى در « القاموس » مىنويسد : اين مسجدِ كوچكى در سمت شرقى مسجد قبا است ، كنار درّهاى قرار دارد كه با سنگهاى سياه ساخته شده و امروزه به مسجد آفتاب معروف است . ( نقل از پاورقى الكافى )