تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
فرزندان هارون بود پيش آمد و بالاى سر عمر ايستاد و گفت : اى امير مؤمنان ! آيا تو دانشمندترين اين امّت به كتاب و امور پيامبرشان هستى ؟ راوى گويد : عمر سرش را تكان داد . يهودى گفت : با تو هستم و كلامش را بازگو كرد . عمر گفت : چه كارى دارى ؟ گفت : در جست و جوى اسلام هستم و در دينم ترديد دارم . گفت : برو و اين جوان را درياب ! پرسيد : اين جوان كيست ؟ گفت : علىّ بن ابى طالب پسر عموى رسول خدا و پدر حسن و حسين فرزندان رسول خدا و همسر فاطمه ، دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله است . يهودى به جانب على عليه السلام رو كرد و گفت : آيا شما چنين هستيد ؟ فرمود : آرى . يهودى گفت : مىخواهم از شما در مورد سه مسأله ، سه مسأله ، يك مسأله بپرسم . على عليه السلام تبسّمى كرد و فرمود : اى يهودى ! چرا نگفتى از هفت مسأله ؟ گفت : من از سه مسأله مىپرسم اگر آنها را دانستى از مسايل بعدى خواهم پرسيد و اگر آنها را ندانستى مىفهمم كه تو را دانشى نيست . على عليه السلام فرمود : تو را به آن خدايى كه مىپرستى سوگند مىدهم ! اگر پاسخ همهء پرسش‌هاى تو را دادم . آيا دينت را رها مىكنى و به دين من در مىآيى ؟