تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
كند ، بدان كه او امامى است كه اطاعتش واجب است و امام هر چه را بخواهد ، از او پنهان نگردد . حبابه گويد : من رفتم تا زمانى كه امير مؤمنان على عليه السلام وفات كرد ، آنگاه نزد امام حسن عليه السلام آمدم ، آن حضرت در مسند امير مؤمنان على عليه السلام نشسته بود ، مردم از او سؤال مىكردند . به من فرمود : اى حبابه والبيه ! عرض كردم : آرى ، مولاى من ! فرمود : آنچه همراه دارى بياور . من آن سنگ‌ريزه را به حضرتش دادم ، حضرت بر آن مهر زد آن سان كه امير مؤمنان على عليه السلام مهر زده بود . سپس خدمت امام حسين عليه السلام شرفياب شدم ، آن حضرت در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله بود ، مرا نزد خود خواند و خوش آمد گفت ، سپس فرمود : در ميان نشانه امامت دليلى بر آنچه تو مىخواهى وجود دارد . آيا دليل امامت را مىخواهى ؟ گفتم : آرى ، آقاى من ! فرمود : آنچه همراه دارى بياور . سنگ‌ريزه را به حضرتش دادم ، او نيز بر آن مهر زد . سپس حضور على بن الحسين عليه السلام آمدم ، من از پيرى به آنجا رسيده بودم كه مرا رعشه گرفته بود . من آن زمان 113 سال داشتم . آن حضرت را ديدم ركوع و سجود مىكند و مشغول عبادت است . من از دريافت نشانهء امامت نوميد شدم . حضرت با انگشت سبابه به من اشاره كرد ، جوانى من برگشت .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 241 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى