ابن عباس مىپرسد : آيا مىشود كه پسر ، پيش از پدر باشد ؟ !
ابن مهران از عبداللَّه بن عباس سؤال نمود كه تفسير آيهء « و ما همگى به صف ايستادهايم * و ما همه تسبيح گوى او هستيم » چيست ؟
ابن عباس گفت : ما نزد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بوديم كه على ابن ابى طالب عليه السلام آمد و تا پيامبر صلى الله عليه و آله او را ديد در چهرهاش تبسم نمود و فرمود : مرحبا به آن كسى كه خداوند او را چهل هزار سال قبل از آدم ( ابوالبشر ) آفريد .
( ابن عباس ) مىگويد : به رسول خدا صلى الله عليه و آله گفتم : يا رسول اللَّه ! مگر مىشود كه پسر قبل از پدر وجود داشته باشد ؟
حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : آرى . خداوند تعالى من و على را به همين مدّت ( كه گفتم ) پيش از آدم آفريد ؛ او قبل از ( آفرينشِ ) همهء اشياء ، نورى آفريد و آن گاه آن را به دو نصف تقسيم كرد و مرا از نصفش و على را از آن نصف ديگر آفريد .
سپس آن اشياء را آفريد ( اشيائى كه ) تاريك بودند ، لذا ( خداوند بدانها نور داد و ليكن ) نورشان ( برگرفته ) از نور من و نور على بود ؛ سپس ( خداوند ) ما را در جانب راست عرش ( خود ) قرار داد و بعد ملائكه را آفريد ؛ آن گاه ما به تسبيح گويى ( او ) مشغول شديم و ملائكه ( نيز به تبعيّت از ما ) تسبيح گوى شدند و ( نيز ) ما تهليل گفتيم ( يعنى ذكر لاإلهالّااللَّه گفتيم ) و آن ملائكه ( هم به تبعيت از ما ) تهليل گفتند و ( همچنين ) ما تكبير گفتيم و ملائكه تكبير گفتند و لذا اين ( كارِ آنان ) ناشى از تعليم من و على ( بدانها ) بود . ( نيز اين را بدان كه ) در علم ازلى خداوند چنين مقرر بوده ( و هست ) كه محبّ من و على داخل آتش نشود و مُبغض من و على ( نيز ) داخل بهشت نشود .
بدان كه يقيناً خداى عزّوجل فرشتگانى آفريده كه ابريقهائى طلائى و پر از آب حيات از فردوس به دست دارند ؛ هر شيعهء على از نظر والدين ، طاهر و باتقوا و پاك ( و پيراسته از آلودگىها ) و مؤمن به خداوند است ؛ لذا زمانى كه كسى از ايشان بخواهد با