ذَهَبَ ماءُ وَجْهِه ، ثُمَّ قامَ وَ هُوَ أَوَّلُ قَدَمٍ مَشَتْ إِلَى الْخَطِيئَةِ ، ثُمَّ تَناوَلَ بَيَدِه ، ثُمَّ مَسَّها فَأَكَلَ مِنْها ، فَطارَ الْحُلِيُّ وَ الْحُلَلُ عَنْ جَسَدِه ، ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلى أُمِّ رَأْسِه وَ بَكى .
فَلَمّا تابَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَيْهِ ، فَرَضَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَيْهِ وَ عَلى ذُرِّيَّتِهِ الْوُضُوءَ عَلى هذِهِ الْجَوارِحِالْأَرْبَعِ وَ أَمَرَهُ بِمَسْحِ الرَّأْسِ لَمّا وَضَعَ يَدَهُ عَلى رَأْسِه وَ أَمَرَهُ بِمَسْحِ الْقَدَمَيْنِ لَمّا مَشى إِلَى الْخَطِيئَةِ . « 1 »
چرا بايد بر اعضاى چهار گانه وضو ساخت ؟
يهوديانى كه در روايت پيش با پيامبر صلى الله عليه و آله گفتگو مىكردند در ادامه پرسشهاى خود پرسيدند : چرا بايد بر اين چهار عضو بدن وضو ساخته شود ، با اين كه اين چهار عضو ، از پاكيزهترين اعضاى بدنند ( و نيازى به شستنهاى اضافى ندارد ) ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : آن گاه كه شيطان ، آدم عليه السلام را وسوسه كرد و ( در اثر آن ، ) آدم عليه السلام به آن درخت نزديك شد و بدان نگريست ، خرّمى چهرهاش از بين رفت .
سپس او ايستاد و اين ، اولين گامى بود كه به سوى خطا برداشته شد .
بعد ، او دست برد و بدان دست كشيد و از آن خورد ( و تا چنين كرد ) حُلّهها و زيورهاى او از بدنش جدا شدند و آن گاه بود كه ( از غفلت بدر آمد و ) دستش را بر بالاى سرش گذاشت و گريست و هنگامى كه خداوند عزوجل توبهء او را پذيرفت ، بر او و بر نسلش واجب فرمود كه بر اين اعضاى چهارگانه وضو كند و به او ( و نسلش ) فرمان داد كه بر سر خويش ، مسح بكشند ؛ چون ، او ( آن گاه كه از غفلت بدر آمد ) دست بر سر گذاشته بود و نيز فرمان داد كه بر دو پاى خود نيز مسح كنند ؛ چون ، ( با همين دو پا ) به سوى آن خطا ( / ترك أولى ) رفته بود .
هامش
( 1 ) . مأخذ پيشين .