تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩

مردى اعرابى مىپرسد : چگونه بدانم كه تو پيامبرى ؟

از ابن عباس روايت شده است كه مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و گفت : چگونه بدانم كه تو پيامبرى ؟ حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : اگر من شاخه‌اى از اين درخت را بخوانم و آن ( شاخه ) نزد من بيايد ، تو شهادت مىدهى كه من فرستادهء خدا هستم ؟ آن مرد گفت : آرى . راوى مىگويد : حضرت صلى الله عليه و آله آن شاخه را خواند و آن شاخه كم كم از درخت پايين آمد ، و زمين را شكافت تا اينكه در مقابل پيامبر قرار گرفت ؛ سپس حضرت صلى الله عليه و آله ( به آن شاخهء درخت ) فرمود : برگرد . آن شاخه برگشت تا آن كه در موضع خود در آن درخت قرار گرفت . آن مرد باديه‌نشين تا اين منظره را ديد گفت : « شهادت مىدهم ( و اقرار مىكنم ) كه تو حقيقتا پيامبر خدايى » ؛ و ايمان آورد و از مجلس خارج شد در حالى كه صدا مىزد : اى آل عامر بن صعصعه ! به خدا قسم هرگز او را در هيچ چيزى تكذيب نخواهم كرد . ( 20 ) أَيْنَ كُنْتَ وَ آدَمُ فِي الْجَنَّةِ ؟ عن جابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّه الأَنْصارِيِّ قالَ : سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله : أَيْنَ كُنْتَ وَ آدَمُ فِي الْجَنَّةِ ؟ قالَ صلى الله عليه و آله : كُنْتُ فِي صُلِبه وَ هُبِطَ بِي إِلَى الْأَرْضِ فِي صُلْبِه ؛ وَ رَكِبْتُ السَّفِينَةَ فِي صُلْبِ أَبِي ، نُوحٍ ؛ وَ قُذِفَ بِي فِي النّارِ مِنْ صُلْبِ إِبْراهِيمَ . لَمْ يَلْتَقِ لِي أَبَوانِ عَلى سِفاحٍ قَطُّ . لَمْ يَزَلِ اللَّهُ عَزَّوَجلَّ يَنْقُلُنِي مِنَ الْأَصْلابِ الطَّيِّبَةِ ، إِلَى الْأَرْحامِ الطّاهِرَةِ ( الْمُطَهَّرَةِ ) ، هادِياً مَهْدِيّاً ، حَتّى أَخَذَ اللَّهُ بِالنُّبُوَّةِ عَهْدِي وَ بِالْإِسْلامِ مِيثاقِي وَ بَيَّنَ كُلَ شَيْءٍ مِنْ صِفَتِي