بخش شانزدهم : پرسشهايى پيرامون معاد و مسائل آن ( مرگ ، برزخ ، روز رستاخيز ، بهشت ، جهنم ، توبه و شفاعت )
( 220 )
ما لِي لا أُحِبُّ الْمَوْتَ ؟
قالَ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصارِ : يا رَسُولَاللَّهِ ! ما لِي لا أُحِبُّ الْمَوْتَ ؟
فَقالَ :
هَلْ لَكَ مالٌ ؟
قالَ :
نَعَمْ .
قالَ :
قَدِّمِ الْمالَ ، فَإِنَّ قَلْبَ الْمَرْءِ مَعَ مالِهِ ؛ فَإِنْ قَدَّمَهُ ، أَحَبَّ أَنْ يَلْحَقَهُ وَ إِنْ خَلَّفَهُ ، أَحَبَّ أَنْ يَتَخَلَّفَ مَعَهُ . « 1 »
چرا مرگ را دوست ندارم ؟
مردى به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله گفت : يا رسول اللَّه ! چرا مرگ را دوست ندارم .
حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : آيا مالى دارى ؟
آن مرد گفت : آرى
حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : مال و ثروتت را از پيش بفرست ؛ زيرا دل انسان با مالش مىباشد ؛ پس اگر آن را از پيش بفرستد دوست دارد به آن بپيوندد و اگر پشت سر خود بگذاردش دوست دارد در كنار آن بماند ( و از آن جدا نشود ) .
هامش
( 1 ) . روضة الواعظين ، ج 2 ، ص 430 .