هنگامى كه او رسولاللَّه صلى الله عليه و آله را ديد خود را بر روى ايشان افكند و گريست و رسولاللَّه صلى الله عليه و آله نيز از گريهء او به گريه افتاد و او را به سينه فشرد و بعد فرمود : اى فاطمه ! گريه مكن . پدر بفدايت شود ! تو اولين كسى هستى كه مظلوم و مغصوب ، به من ملحق مىشوى .
پس از من بغض و دشمنىِ ( جريان ) نفاق ، آشكار و پوشش دين ، كهنه و پوسيده خواهد شد .
تو اولين كسى هستى كه بر من ، كنار حوضِ ( كوثر ) وارد مىشوى .
او عرضه داشت : پدر جان ! ( در روز قيامت ) شما را كجا ملاقات كنم ؟
حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : در كنار حوضِ ( كوثر ) كه من در حال سيراب كردن شيعيان و دوستدارانت و راندن دشمنان و بغضورزانت هستم ، ملاقاتم مىكنى .
او عرضه داشت : پدر جان ! اگر در كنار حوضِ ( كوثر ) ملاقاتت نكردم چه ؟
حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : مرا در كنار ترازوى ( سنجش اعمال خلايق ) ملاقات مىكنى .
او عرضه داشت : پدر جان ! اگر كنار آن ترازو ، ملاقاتت نكردم چه ؟
حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : مرا در كنار ( پُلِ ) صراط ، در حالى كه ( به آن پل ) مى گويم :
« شيعيان على را به سلامت بدار ، ( آنها را ) به سلامت بدار » ملاقات مىكنى .
ابوذر مىگويد : در اين هنگام دل فاطمه آرام شد .
سپس رسولخدا صلى الله عليه و آله ملتفت من شد و فرمود : اى اباذر ! او پارهء تن من است ؛ پس هر كس كه او را بيازارد مرا آزرده است . هان كه او بانوى زنان جهان است و شوهرش ، سَروَر اوصيا ( ى انبيا ) و دو پسرش ، حسن وحسين سَروَران جوانان اهل بهشتند و اين دو ، چه ( به امر امامت ) قيام كنند و چه ( امامتشان غصب شود و قيام ) نكنند امامند و پدرشان از آن دو برتر است و در آينده از صلب حسين ، نُه امامى كه بجدّ برپا كنندهء قسطند بيرون خواهند آمد و مهدى اين امّت از ميان ماست .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 432
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٤٣٢