تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : آنان جانشينان منند - اى جابر ! - و پس از من امامان مسلمينند : اولينشان على بن ابى طالب است و سپس حسن و سپس حسين سپس على بن الحسين و سپس محمد بن على كه در تورات به « الباقر » معروف است و تو - اى جابر ! - او را مىبينى ؛ و آن گاه كه او را ملاقات كردى ، سلام مرا به او برسان . سپس جعفربن محمد صادق و سپس موسى بن جعفر و سپس على بن موسى و سپس محمد بن على و سپس على بن محمد و سپس حسن بن على و سپس همنام و هم‌كنيه‌ام ، حجت خدا در زمينش و بازمانده او در ميان بندگانش ؛ پسر حسن بن على است ؛ آن كسى كه خداوند - تعالى ذكره - مشرقها و مغربهاى زمين را به دست او فتح مىكند ؛ آن كسى كه از ( چشمان ) شيعيان و اوليايش غيبت مىكند آن چنان كه تنها ( كسى ) بر اعتقاد به امامت او ثابت قدم مىماند كه خداوند قلبش را براى ايمان آزموده باشد . جابر مىگويد : يا رسول اللَّه ! آيا شيعيان در غيبتش از ناحيه او منتفع مىشوند ؟ حضرت صلى الله عليه و آله مىفرمايد : آرى ، سوگند بدان كه مرا به پيامبرى برگزيده ، آنان در غيبتش از ناحيه او منتفع مىشوند و از نور ولايتش كسب نور مىكنند ؛ ( درست ) همان گونه كه مردم از خورشيد منتفع مىشوند آن گاه كه ابر آن را مىپوشاند . ( سپس فرمود : ) اى جابر ! اين راز ناپيداى خداوند و دانش محفوظ اوست ؛ پس آن را كتمان كن و جز از اهلش ( بر ديگران ) بپوشان . جابر مىگويد : ( سپس بعدها ) بر على بن الحسين داخل شدم و در حال سخن گفتن با او بودم كه محمد بن على باقر ( كه در آن دوران ) جوانى بود و بر سرش مويى بافته شده بود از پيش زنان ايشان خارج شد ( و نزد ما آمد ) ؛ هنگامى كه او را ديدم ، بند بندم شروع به لرزيدن نمود و تمام موهايم بر بدنم راست شد و به او نگريستم و گفتم : اى جوان ! ( به سوى من ) روى كن - و او چنين كرد - و سپس گفتم : ( به من ) پشت كن - و او چنين كرد - در اين هنگام گفتم : سوگند به پروردگار كعبه اين شمايل رسول